تبليغاتX
تأملات نابهنگام - با تو هستم! ای همه چیزدان!

تأملات نابهنگام

(خاطراتی برای فردا)

دروغ حناق نیست قربان؛
مزخرف گویی هم گویا مالیات ندارد؛
تروریست ها زدند و مردم را کشتند.... بله، بله... گفتم که، حناق نیست قربان!
مردم هم همه طرفدار فرد دیگری بودند چون یه خانوم نسبتاً محترم این روزها تو هر مغاره ای پا می‌گذاشت همه از دزدگیر ۸۸ حرف می‌زدند، اون هم با تحسین و تمجید!
گفتم که، مالیات ندارد!

بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر دروغ یا مزخرف نگویند، خواهند مُرد؛ بعضی ها هم مطمئن هستند که تمام واقعیت را خودشان می‌دانند چون از دیگران بهتر می‌فهمند و برتر و بالاتر از همهء انسان ها هستند؛ برای همین به خودشون اجازه می‌دهند هفته ها مخالفانشون رو مسخره کنند، گوشه و کنایه بزنند و از روزی که ایران دگرگون شد، شروع کنند به نمک پاشیدن به روی زخم و شرم نکنند از این همه حرف مفت.
شما رو به خدا اگر تکونی به خودتون ندادین، اگر براتون اصولاً از اولش هم مهم نبوده، الان نه ادعایی داشته باشید نه مزخرف پراکنی کنید، چون هر روز نفرت انگیزتر از قبل خواهید شد!
آری با شما هستم، با شمای تحریمی، با شمایی که هنوز سنگ معجزهء هزارهء سوم را به سینه می‌زنید! با شمایی که نمی‌بینید، نه... که نمی‌خواهید ببینید. با شمایی که از زور نفهمی خودتان را فهیم تر از دیگران می‌دانید. 

-----

نمی‌دانم چطور می‌توانم امشب را به صبح برسانم بدون اینکه نگاه ثابتش مثل دیشب له و داغانم نکند.
آرام بخواب خواهرم، آرام بخواب...
با چشمان باز دنیا را ترک کردی، شرم بر آنهایی که با چشمان بسته زندگی می‌کنند.

+ نوشته شده در  88/03/31ساعت 18:35  توسط امیر  |