سکوتی و دیگر هیچ...
فردا؟
....
حس می کنم پیر شده ام... از این همه اثر نگذاشتن و مفید نبودن پیر شده ام!
و آن روزها کسانی بودند که به این حجم از درد می خندیدند... امروز هم می خندند...
نوبت خندهء ما می رسد؟
فردا؟
....
حس می کنم پیر شده ام... از این همه اثر نگذاشتن و مفید نبودن پیر شده ام!
و آن روزها کسانی بودند که به این حجم از درد می خندیدند... امروز هم می خندند...
نوبت خندهء ما می رسد؟
گوش کنید یکی از برنامههای آقای ملوّن رو!
.
.
.
*این رو از گودر یه نفر کش رفتم!
اون موقع ها داشتن این دستگاه جرم بود...!

ویدئوهای تی سون... T-7
اولین ویدئو هایی که دیدم:
فیلم فرار به سوی پیروزی (با شرکت استالونه، پله، آردیلس و ...)
اولین کارهای مایکل جکسون (Thriller, Billie Jean و ...)
فیلم آشپزباشی (با شرکت لوئی دو فونس)
یه سری مسابقهء بوکس
یه سری ویدئو به اسم "رنگارنگ" که شوهای موسیقی پیش از انقلاب بود
یه فیلم پلیسی با شرکت کلینت ایستوود که اسمش یادم نیست
فیلم اشکها و لبخندها
و....
پ.ن: عکس و ایده رو از یکی از آیتم های گودر امیرحسین دزدیدم!

........
موسیقی چقدر صمیمی بود آن روزها انگار
........
زبل خان اینجا،
زبل خان اونجا،
ربل خان همه جا...!
یاد تهران به خیر!
بابا جونِ من، اون موقعها پونصد میلیون تومن خیلی پول بود!
-گردو...
-شکستم...
-گردو...
-شکستم...
--------
پ.ن: برای سحر طلوعی عزیز!
آی انار انار؛ بیا به بالینم....
پ.ن: چه جالب که امروز اونوقت تولد دختر داییهست ما یاد پسردایییه افتادیم همی!
----------
پی نوشت بی ربط: بیشت سال بعد به روز شد --- >
باز مدرسه م دیر شد...