راهی نو، آوازی نو
نمی دانم تا چه اندازه فرایند آفرینش در وجودم تغییر کرده. قدیم تر ها یک حس و حال عجیبی به سراغم می آمد و یک خط ملودی یا یک صدای جالب که وجودم را به وجد می آورد و می نشستم به نوشتن بدون اینکه به غایت و نهایت آن بیاندیشم. این روزها تمام این ایده ها، جای خود را به نوعی اندیشمندی و تصمیم گیری های منطقی ِ از قبل تعیین شده داده! طوری که اکنون به جای اینکه ایده ای موزیکال مرا به وجد آورد، فرم های جدید، اسمهای عجیب و غریب یا ایده های کاملاً غیر موزیکالِ ذهنی و اعتقادی باعث ایجاد یک تفکر خلاق می شود که در نوع خود کمتر نشانی از پایان خوش دارد و بیشتر در سطح همان ایده باقی می ماند و چه بسا هیچگاه به مرحلهء عمل در نیاید.
نمی دانم کمتر نوشتن های این روزها به دلیل درگیری بیش از حدّ ذهنم با این ایده هاست یا تنبلی ناشی از کم کاری در این چند سال که باعث شده کمتر به فکر کار عملی باشم. اصولاً همیشه چیزی هست که ذهن را آزار می دهد و نمی گذارد آن تمرکز لازم برای درگیر شدن با نت ها و صدا ها و ایده ها به وجود بیاید.
باید نوع تفکر و استراتژی ذهنی ام را کمی عوض کنم؛ همیشه و برای همه کس مشکلات و درگیری وجود دارد و هرچه بیشتر به آنها بال و پر بدهی از اصل زندگی دور و دور تر خواهی شد. باید این پوستهء منحوس تنبلی و کم کاری را پاره کرد و جریان داشت مانند رودخانه ای که در میان ناهموار ترین زمینهای ممکن راه خود را پیدا می کند و "اگر در مقابلش سنگ هم قرار دهی تازه بیشتر می جهد*".
نمی دانم کمتر نوشتن های این روزها به دلیل درگیری بیش از حدّ ذهنم با این ایده هاست یا تنبلی ناشی از کم کاری در این چند سال که باعث شده کمتر به فکر کار عملی باشم. اصولاً همیشه چیزی هست که ذهن را آزار می دهد و نمی گذارد آن تمرکز لازم برای درگیر شدن با نت ها و صدا ها و ایده ها به وجود بیاید.
باید نوع تفکر و استراتژی ذهنی ام را کمی عوض کنم؛ همیشه و برای همه کس مشکلات و درگیری وجود دارد و هرچه بیشتر به آنها بال و پر بدهی از اصل زندگی دور و دور تر خواهی شد. باید این پوستهء منحوس تنبلی و کم کاری را پاره کرد و جریان داشت مانند رودخانه ای که در میان ناهموار ترین زمینهای ممکن راه خود را پیدا می کند و "اگر در مقابلش سنگ هم قرار دهی تازه بیشتر می جهد*".
*نقل قولی از رومن رولان
۱۸ خرداد ۱۳۷۸، شیراز
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۳/۲۲ ساعت 6:33 توسط امیر
|