جوش و ...
جای جوش ها را روی دستم به مادرم نشان دادم و گفتم: "نمیدونم جوشه یا حشرهای، چیزی گزیدهتش". شمسی خانوم بدون حرف پیش جلو میآد و نگاهی کارشناسانه میاندازه و سری تکون میده و مانند دکتری که بالاخره سرطان را در بیمارش تشخیص داده باشد زیر لب میگوید: "خودشه. جوشه!"
خندهام میگیرد و میگویم:"خسته نباشی. این رو که خودم هم حدس میزدم!"
با چشمهای گرد شده نگاهم میکند و میگوید:"امیر جان باید مواظب باشی به قرآن! حواست رو باهاس خوب جمع کنی. دیگه نباید به آلت لب بزنی!"
چهارشاخ مانده بودم! به آلت لب بزنم؟
شمسی خانوم ادامه داد: "این جوش ها همهاش مالِ اینه که آلت زیاد میخوری!"
عصبانی شده بودم و نمیدانستم چرا شمسی خانوم با خودش فکر میکند من آلت میخوردم!!!!
تا به خودم بیایم و حرفی بزنم شمسی خانوم نه گذاشت و نه برداشت و با لحنی فیلسوفانه گفت: "من خودم خیلی آلت دوست دارم و همیشه میخورم. ولی از وقتی جوش های اینجوری زدم کمتر خوردم. میدونی که؟ این آلت سیاه ها خیلی بد هستند. باز آلت های قرمز اینجوری نیستن که آدم بعدش به غلط کردن بیافته!"
واقعاً دهنم بند آمده بود و نمیدانستم این همه حرفهای نیمه ارو*تی*ک و نیمه حالبههمزن را چطور با خودم حلاجی کنم. شمسی خانوم هم یک بند حرف میزد و از خواص و مضرات آلت های سیاه و سفید و زرد و قرمز میگفت و من در حالتی میان خنده و جهالت قرار داشتم و نمیدانستم چطور به او حالی کنم که اساساً به خوردنِ آلت علاقهای ندارم!!
خندهام میگیرد و میگویم:"خسته نباشی. این رو که خودم هم حدس میزدم!"
با چشمهای گرد شده نگاهم میکند و میگوید:"امیر جان باید مواظب باشی به قرآن! حواست رو باهاس خوب جمع کنی. دیگه نباید به آلت لب بزنی!"
چهارشاخ مانده بودم! به آلت لب بزنم؟
شمسی خانوم ادامه داد: "این جوش ها همهاش مالِ اینه که آلت زیاد میخوری!"
عصبانی شده بودم و نمیدانستم چرا شمسی خانوم با خودش فکر میکند من آلت میخوردم!!!!
تا به خودم بیایم و حرفی بزنم شمسی خانوم نه گذاشت و نه برداشت و با لحنی فیلسوفانه گفت: "من خودم خیلی آلت دوست دارم و همیشه میخورم. ولی از وقتی جوش های اینجوری زدم کمتر خوردم. میدونی که؟ این آلت سیاه ها خیلی بد هستند. باز آلت های قرمز اینجوری نیستن که آدم بعدش به غلط کردن بیافته!"
واقعاً دهنم بند آمده بود و نمیدانستم این همه حرفهای نیمه ارو*تی*ک و نیمه حالبههمزن را چطور با خودم حلاجی کنم. شمسی خانوم هم یک بند حرف میزد و از خواص و مضرات آلت های سیاه و سفید و زرد و قرمز میگفت و من در حالتی میان خنده و جهالت قرار داشتم و نمیدانستم چطور به او حالی کنم که اساساً به خوردنِ آلت علاقهای ندارم!!
--------
پ.ن: کرمانشاهی ها به فلفل میگویند آلت!
پ.ن ۲: کمی با موسیقی با مطلبی دربارهء اجرای اخیر ارکستر سمفونیک به روز شد.
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۹/۰۲ ساعت 7:2 توسط امیر
|