خانوم خانوما، بپپا نیافتی از اون عرش اعلا...
اولندش که خانوم خانوما، من مشکل پنهان و پیدا ندارم و ترسی هم از این ندارم که کی اینجا رو "پیدا" میکنه یا نه. آدرس این وبلاگ تو تمام پروفایل های اینترنتیم وجود داره؛ پای هر ایمیلی که میفرستم لینکش هست؛ همه هم میدونند که من اسم و فامیلم چیه، الان کجام، تا حالا کجا بودم و کارم چیه و کجاها مطلب مینویسم. حتی همین دونستن ها گاهی اوقات به بعضی از رفقا هم اجازه داده تا هر جوری که دوست دارند پشت سرم حرف بزنند و راجع بهم قضاوت های نادرست بکنند و زندگیم رو حتا مسخره کنند. برام خیلی مهم نیست، چون عوضش پای اصولم ایستادم و میدونم دارم چه میکنم. اونی که میره تو سوراخ موش پنهون میشه و خودِ واقعیش رو نشون نمیده معلومه یه جایی از یه چیزی یا خیلی جاها از خیلی چیزها میترسه. همین ترسه که آدم رو تبدیل میکنه به یک انسان ضعیف. همین ضعفه که باعث میشه آدم خیلی وقتا نتونه چشمش رو روی واقعیت ها باز کنه.
دُیومندش هم اینکه اصولاً فکر نمیکنم آنچنان برام مهم بوده باشه که بخوام بگردم ببینم این هیدن بلاگِ شما چی هست و کجا هست و چی توش نوشته شده. وقتی یه چیزی اونقدر واسه آدم ارزش نداشته باشه، آدم دنبالش هم نمیره. مگه مغز خر خورده؟
سیُمندش هم اینکه واقعاً دارم به این نتیجه میرسم که خیلی ها قدر صداقت و رفاقت آدم رو نمیدونند و به خودشون اجازه میدن خیلی راحت از رو راستی و محبتت سوء استفاده کنند و اون طوری که یه عمر یاد گرفتند با دیگران رفتار کنند و دو دو تا چارتا کنند و حساب کتاب کنند، باهات برخورد کنند. اینجور آدما اساساً از همون اولش هم نباید تو زندگی آدم میومدند که خب حالا متاسفانه اومدند.
چارمندش هم اینکه این بار واقعاً دیگه باید یه الک بگیرم دستم و یه سری از آدما رو از توشون رد کنم. هر کسی این ارزشمندی رو نداره که آدم باهاش عین یه دوست و رفیق برخورد کنه و وقتی تازه داره رفاقت خودش رو ثابت میکنه بیاد و حرفای دری وری بشنوه. الان میفهمم منظور شرمین از پاک کن دست گرفتن و پاک کردن یعنی چی.
پنجمندش هم اینکه این نوشته فقط یک مخاطب خاص داره. شمایی که نیستید به خودتون نگیرید ولی بدونید که صداقت و رفاقت خیلی ارزشمند تر از اونیه که آدم بخواد پای حساب کتاب و سیاست های بچگانه رو توش باز کنه؛ دست کم اونایی که خودشون رو رفیق من میدونند، باید بدونند که من اینطوری نیستم ولی اگر میخواین از این لوس بازی ها در بیارید بدونید که شما هم شامل همون پاک کنه خواهید شد.
ششُمندش هم اینکه واقعاً خوشحالم از اینکه این بار برای آخرین بار دارم برای این مخاطب خاص مینویسم. چون مطمئنم دیگه هر تماسی از طرف این آدم جواب نداره؛ چه تلفن، چه ایمیل چه هر چیز دیگهای. احساس میکنم سبک شدم.