خیال...
جزایر و اقیانوس ها را درمینوردم
کنار تو مینشینم
بر مویت دست میکشم
با تو سخن میگویم
و برمیگردم
بی آنکه مرا دیده باشی
کنار تو مینشینم
بر مویت دست میکشم
با تو سخن میگویم
و برمیگردم
بی آنکه مرا دیده باشی
حیرت مکن که پنجره باز است و
عروسکهایت میخندند.
--------
محمد شمس لنگرودی
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۹/۲۷ ساعت 2:29 توسط امیر
|