دخترک می‌گه صدات پشت تلفن عین صدای علی مصفا می‌مونه! البته صدا که نه، ولی فرم حرف زدنت عین علی مصفاست.
با خودم فکر می‌کنم شاید این تشابه اتفاقی باشه! با اینکه علی مصفا رو خیلی دوست دارم ولی هیچوقت طرفدار پروپاقرصش نبودم. فیلمهایی که بازی کرده رو بعضاً دیدم و خیلی هم بازیش رو دوست دارم ولی اونقدری تو ذهنم نمونده که بخواد تا این اندازه رو فرم حرف زدنم تاثیر بذاره. یه دوره‌ای عشق خسرو شکیبایی کشته بود من رو و حالت و فرم حرف زدنم خیلی خودآگاه شده بود عین اون. یه جور تاثیرپذیری مستقیم و آگاهانه. ولی این یکی برام جالب شده. یعنی حس می‌کنم گاهی اوقات آدم می‌تونه اونقدر ناآگاهانه و غیرمستقیم از کسی یا چیزی تاثیر بگیره که دیگه اون تاثیر تو قالب هیچ تعریف خاصی از تقلید نمی‌گنجه. حتا به زور می‌شه اسم تاثیرپذیری روش گذاشت. دیگه شده بخشی از خود آدم... الان این منم که هستم و حرف می‌زنم بدون هیچ واسطهء بیرونی‌یی که من رو شکل داده!

این خیلی وحشتناکه که آدم تا این اندازه ناآگاهانه خودش رو بشناسه. این می‌شه که باید هی خودش رو بجوره و بشکافه و سرنخ به دست بیاره. یعنی می‌شه یه جور کندوکاو درونی بدون در نظر گرفتن عواملی که بدون اینکه خودت بفهمی تو رو ساخته‌اند!