ای عشق که میآیی، ای عشق که میگریزی
دقیقاً همین روزها بودند. دقیقاً ژانویهء ۲۰۰۲ و دوران امتحانات بود که کیارا یه سیدی از کارهای یه خواننده و آهنگساز ایتالیایی به اسم فابریتزیو دهآندره بهم داد که جورایی دنیای جدیدی از موسیقی ایتالیایی رو برام مشخص میکرد.
صدای گرم خواننده و همراهی گیتار و احیاناً یکی دو ساز دیگه که تو بعضی از آهنگها بودند و تو خیلیها هم نبودند و اون فضای به شدت تیره و نوستالژیک و در عین حال پر از طعنه و نیش و کنایهای که تو شعرهای این آدم پیدا میشد از همون دفعهء اولی که به موسیقیاش گوش دادم من رو به خودش جذب کرد و به شدت روم تاثیر گذاشت طوری که همون موقع با خودم فکر کردم چرا باید انقدر دیر با کارهای این خواننده آشنا میشدم؟ در حالی که کمتر از شیش ماه بود که تو ایتالیا زندگی میکردم.
"دعا در ژانویه" (Preghiera in Gennaio) اولین کاری بود که از دهآندره گوش دادم و این قسمت از موسیقی شعرش به شدت برام جذاب بود:
صدای گرم خواننده و همراهی گیتار و احیاناً یکی دو ساز دیگه که تو بعضی از آهنگها بودند و تو خیلیها هم نبودند و اون فضای به شدت تیره و نوستالژیک و در عین حال پر از طعنه و نیش و کنایهای که تو شعرهای این آدم پیدا میشد از همون دفعهء اولی که به موسیقیاش گوش دادم من رو به خودش جذب کرد و به شدت روم تاثیر گذاشت طوری که همون موقع با خودم فکر کردم چرا باید انقدر دیر با کارهای این خواننده آشنا میشدم؟ در حالی که کمتر از شیش ماه بود که تو ایتالیا زندگی میکردم.
"دعا در ژانویه" (Preghiera in Gennaio) اولین کاری بود که از دهآندره گوش دادم و این قسمت از موسیقی شعرش به شدت برام جذاب بود:
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۱۰/۲۲ ساعت 13:58 توسط امیر
|