نمی‌دونم این از خصلت های ما ایرانی‌هاست یا اساساً یکی از ویژگی‌های نوع بشره؛ ولی حس می‌کنم آدمیزاد کلاً خیلی زود به همه چیز عادت می‌کنه. یعنی این تطابق داشتن با محیط بدجوری یهو خودش رو نشون می‌ده. این مساله خیلی جاها خوبه؛ یعنی انقدر یه جاهایی خوبه که آدما انگار ناخودآگاه این ویژگی رو می‌پذیرند. هرچند برای خیلی ها، خیلی از چیزها هیچوقت عادی نمی‌شه و همیشه انگار باهاش درگیر هستند ولی خب، اینطور افراد رو خیلی کم تو اطرافیان خودم دیدم.

امروز که خبر تلویزیون ایتالیا رو نگاه می‌کردم و دیدم اولین خبر که معمولاً مهم ترین خبره، دربارهء غزه و کشت و کشتار و درگیری غیرانسانی اونجا نیست یه کم جا خوردم. این مساله هم به همین زودی عادی شد؟ عین همون قضایای عراق؟ یادم افتاد اون موقعی که آمریکا جنگ عراق رو شروع کرده بود هر روز برنامه های ویژه و فلان و بهمان تو تلویزیون پخش می‌شد و بعدش هم تمام اخبار با حالت هایی دراماتیزه شده مورد بحث قرار می‌گرفتند. بعد از یه مدت همون خبرها با غلظت کمتری پخش می‌شدند و اخبار میس ایتالیا یه کم مهم تر شده بودند. بعدش دیگه خبر انفجار انتحاری و کشته شدن مثلاً ۱۴۰ نفر توی بغداد دیگه فقط زیرنویس می‌شد. نه بیشتر نه کمتر!
این روال تا همین چند وقت پیش هم ادامه داشت و التهاب عراق دیگه از بین رفته بود و انگار برای کسی مهم نبود که همین چند ساعت پیش دوباره ۲۵۰ نفر تو فلان بازار فلان شهر عراق کشته و زخمی شده‌اند. عادی شده دیگه... نه؟ تا اینکه مسالهء غزه پیش اومد. حالا تو بوق و کرنا شده و داد و بیدادی راه افتاده که بیا و ببین!
به زودی این هم عادی می‌شه. بعدش یه جنگ دیگه تو کامبوج یا ایران یا پاکستان یا چه می‌دونم فلانجای دنیا راه میافته و دوباره بوق و کرنا و عادی شدن همه چیز و این بار خبر حملهء موشک های اسراییل به غزه و کشته شدن ۵۰ نفر یا خبر حملهء حماس به اسراییل و کشته شدن ۵۰ نفر زیرنویس می‌شه!

من نه آدم سیاسی‌یی هستم نه از هیچ حزب خاصی پیروی می‌کنم. چیزی که همیشه دغدغهء ذهنی من بوده، مسالهء انسانیت و مرگ انسانیته که همیشه در طول تاریخ شاهدش بودیم و هستیم و فکر کنم متاسفانه همیشه خواهیم بود!
عادی شدن، همونطور که اول گفتم، خیلی جاها خیلی هم خوبه! خیلی خوبه اگر آدم به جایی مهاجرت می‌کنه با شرایط جدید خو بگیره؛ خیلی خوبه اگر آدم کارش رو عوض می‌کنه یا خونه‌ش رو عوض می‌کنه به محیط جدید عات کنه؛ خیلی خوبه اگر عزیزی رو برای همیشه از دست داد بعد از یه مدت با نبودنش کنار بیاد؛ و... .
ولی خوبه که به کشت و کشتاری که همیشه در طول تاریخ کنار گوشمون اتفاق افتاده و می‌افته به همین راحتی خو بگیریم؟ کی قراره که شرافت انسانی رو تو وجود خودمون پیدا کنیم و بهش ارج و قربی بدیم و اون بشه نشانهء ارزشمندی انسانها و یاد بگیریم که دو وجب خاک و چهار قرون بیشتر و کمتر واقعاً ارزش یه زندگی رو نداره که به همین راحتی سر تانک رو کج می‌کنیم و می‌زنیم یه عده بچه رو به کشتن می‌دیم و بعدش می‌گیم "آخ ببخشید اشتباه شد!" و مردم هم خب، عادت کرده‌اند به این همه خونریزی و کسی دیگه خیلی براش مهم نیست که چی شده و چی می‌شه و چی خواهد شد؛ فعلاً آتش بس رو اعلام کنید تا بعداً حق و حسابهایی از اینجا و اونجا برسه و خیال دنیا راحت بشه که فعلاً همه چیز امن و امانه و دنیا رو سکوت و آرامشی بگیره که در واقع آرامشیه پیش از یه طوفان دیگه.