تقاضای کمک!
"{...} اما يادمان ميرود كه از افتخارات خاتمي دينستيز آن است كه با داشتن لباس دين، هم در داخل كشور در اركستر سمفونيك شركت ميكرد – در عهد رياستجمهوري – و هم با پرداختن صدها ميليون تومان از بيتالمال، صندليهاي سالن «اپرا باله» شهر «دوشنبه تاجيكستان» را تعمير! مرحبا به اين حاكم نظام اسلامي در لباس روحانيت{...}" (لینک به وبلاگشان نمیدهم چون از دید من، وبلاگ یا وبسایتی که لینک میشود باید ذرهای هم که شده از ارزشمندی بهره برده باشد!)
شما را به هر کسی که دوست دارید قسم میدهم یک بار دیگر این پاراگراف را بخوانید و سعی کنید نخندید! سعی کنید گریه هم نکنید! قبول؟ یعنی قول بدهید که بیتفاوت برخورد کنید! اگر توانستید از پس همچین کاری بر بیایید مطمئن باشید که از شخصیت بسیار قوی و محکمی بهرهمند هستید و خودتان خبر ندارید!
باور کنید وقتی این لینک را باز کردم اول فکر کردم که دارم یکی از طنزهای ابراهیم نبوی یا ابراهیم رها را میخوانم ولی واقعاً باید بگویم که این دو طنزنویس عزیز تا وقتی امثال شیرزنانی مثل خانم رجبی در صحنه حی و حاضر هستند باید بروند جلو و در بوق بدمند. البته شرکت کردن در ارکستر سمفونیک به معنای نواختن ساز و اجرای برنامه است و منظور این بانوی بزرگوار یحتمل شرکت در کنسرت ارکستر سمفونیک بوده که خب از آنجایی که همگان از میزان دانش نامبرده از مسائل مربوط به موسیقی و موزیکولوژی آگاهی نسبی دارند، مطمئناً این ما هستیم که تا به حال اشتباه میکردیم!
مساله اینجاست که من به عنوان کسی که کنسرت های اخیر ارکستر سمفونیک رو از نزدیک دیدهام تکلیفم چه میشود؟ یعنی من هم موجودی منحط هستم؟ یعنی من به جهنم خواهم رفت؟ یعنی من باید توبه کنم؟ یعنی من الان چطور باید تکلیفم را از نظر دینی مشخص کنم؟
من واقعاً میپرسم و میخواهم نامهای به دفتر یکی از فقها و مراجع تقلید بفرستم و بپرسم تا چه اندازه مرتکب گناه شدهام و برای دفع این گناه چقدر باید کفاره بپردازم! پیشنویس نامهای که میخواهم بنویسم را این پایین میآورم و اگر پیشنهادی برای بهبود این نامه دارید لطف کنید توی کامنتها برایم بنویسید:
بهنام خدا
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت مرجع عالیقدر.
در پی سخنان بانوی مکرمه خانم فاطمه رجبی همسر خدمتگزار محترم جناب آقای الهام منباب "حضور در ارکستر سمفونیک" استدعا دارم نظرتان را دربارهء حضور اینجانب در بعضی از برنامههای ارکستر سمفونیک تهران بفرمایید.
قویاً به عرض میرساند که اینجانب بدون تصمیم قبلی و بنا به درخواست روزنامهء نسبتاً محترم اعتماد - که بودجهاش معلوم نیست از کدام سازمان جاسوسی تامین میشود - برای شرکت در برنامههای یادشده دعوت شدم و امیدوارم اگر گناهی از اینجانب سر زده، آن را به پای مسوولان آن روزنامهء مذکور نیز بنویسند. مورد دیگر این است که بنده جداً تقاضا دارم این مطلب را نیز لحاظ نمایید که حضور اینجانب تنها به اجرای چند قطعه از آثار آهنگسازان اجنبی غربی مانند سیبلیوسبن فنلاندی، فیطر شایکوفسکی، جرجبن بیزهء فرنگی و کارل خانِ اُرف محدود شده است. در ضمن مستدعی است امر و مقرر فرمایید از آنجایی که نگارنده در تمام مدت زندگی نکبتبارش در هیچ اجرایی از شاهین فرهت و مجید انتظامی شرکت نکردهاست در تشخیص میزان گناهانش تخفیف قائل شوند. نگارنده نیک واقف است که نزدیک شدن به شعاع پنج کیلومتری تالار وحدت در صورتی که اثری از بزرگواران فرهت یا انتظامی نواخته شود خود به خود واجب الکفاره است.
مرجع عالیقدر توجه داشته باشند که نگارنده در جوانی و در اوج خامی و بی خبری تنها یک بار مورد اغفال یکی از دوستان ناباب قرار گرفت و به جای حضور در مجلس عرقخوری به دیدن و شنیدن یکی از سمفونی(!!) های جناب مجید انتظامی رفت؛ و از آنجایی که خاطرهء آن شب جهنمی هنوز از فکر و ذهن و جان ایشان پاک نشده است، تصور میشود کفارهء مربوط به آن گناه کبیره خود به خود پرداخته شده باشد.
و منالله توفیق!"
.........
خداوند به ما کمی صبر و آرامش و به بعضی از عزیزان ذرهای انصاف عطا کند.
آمین.