عقربولوژی
بدترین حالت دربارهء جامعهء پزشکیه البته! دکتر های عزیز! یعنی اصلاً مهم نیست که این خانوم یا آقای دکتر توی چه زمینهای تخصص داره؛ مهم اینه که "دکتر" باشه!! حالا متخصص اعصاب با پزشک کودکان یا یه جراح قلب دیگه برای بعضی از آدمها خیلی فرقی نداره! اینجور آدما وقتی به یه دکتر میرسند - مثلاً توی یه مهمونی یا یه جمع دوستانه یا هرچیز دیگهای - کلاً مریض میشن! یادشون میافته که ای بابا من گاهی اوقات سرم درد میگیره (چه کسی گاهی اوقات سرش درد نمیگیره؟!) یا مثلاً بعضی از وقتها دندونشون تیر میکشه ( تصور کنید طرف مقابلش متخصص دردهای مفصلی باشه!) یا غر میزنند که تازگیها بیناییشون دچار اختلال شده و اصلاً حرفهای دکتر عزیز رو نمیشنوند که داره داد میزنه "من متخصص زنان و زایمان هستم!"
حالا شده حکایت ما! بنده از پریشب که یک عدد عقرب توی خونهام پیدا کردم آروم و قرار ندارم که جناب دکتر برادر خان که قراره یه سر بیاد اینجا زودتر از راه برسه و من همونجا توی فرودگاه یقهاش رو بگیرم و ازش راجع به عقرب و نوع خطرناک یا غیر خطرناکش سوال کنم! یعنی حتا برای من هم مهم نیست که آخه پدرجان، درسته که حالا این خان داداش شما دامپزشک تشریف داره ولی آخه دلیلی نداره که واحد عقربولوژی هم پاس کرده باشه که. نه؟
ولی خودمونیم، حکایت این عقرب های اینجا هم واقعاً خنده داره! این بار اول نیست که یکی از این موجوداتِ کمی تا قسمتی نازنین رو دارم توی خونه زیارت میکنم! جالب اینجاست که این عقرب های نسبتاً بی آزار توی دیوارها زندگی میکنند؛ یعنی گاهی اوقات میشه اونا رو از لای اون باکسی که کلید برق و اینا هست دید. ولی این جناب عقربی که ما دیدیم تا قبل از اینکه ما به عملیات محیرالعقول کشف و شهود برسیم خودشون ریق رحمت رو سر کشیده بودند و کار عزرائیل رو (که بنده باشم!) راحت کرده بودند و اینجانب هم فقط وظیفهء خطیر استفاده از دستمال کاغذی در جهت پرتاب جسدشون به سطل آشغال رو کشیدم!
تا اینجاش اشکالی نداره ولی از اونجایی که مبل اتاق نشیمن بنده دقیقاً در نزدیکی هفت هشت ده عدد پریز برق قرار داره لحظهای نیست که وقتی نشستم به تماشای فیلم یا سریال یا فوتبال یا اخبار یا وقتی غرق شدم تو مطالعهء یه کتاب به این فکر نیافتم که همین الان امکان داره یکیشون از لای پریز بزنه بیرون و بیاد طرفت. نمیدونم نیش این عقاریب (جمع مکسر عقرب) واقعاً بی خطره یا نه؛ اونطوری که اهالی این ولایت ایتالیایی با این موجودات نازنین برخورد میکنند و ازش حرف میزنند به نظر میرسه که موجودات بی آزاری هستند و کاری به کار آدمها ندارند! البته خب از اونجایی که بنده خودم رو اصولاً خیلی آدم به حساب نمیارم حق دارم یه کم نگران بشم و با خودم فکر کنم نکنه نیش عقرب که مطمئناً نه از ره کین است ما رو به دیار باقی بشتابونه!
اگر یه وقت دیدید اینجا بدون اطلاع قبلی دو سه روز آپدیت نشد بدونید که اتفاق فوقالذکر افتاده!