اساساً یه قانونی وجود داره که به نظر نانوشته میاد و اون هم اینه که ایرانی‌ها اعتقاد دارند هر کاری که در لحظهء تحویل سال انجام داده بشه، در طول اون سال بیشتر از کارهای دیگه به سراغ آدم میاد! یعنی چی؟ مثلاً اگر موقع تحویل سال خواب باشید، بیشتر سال رو می‌خوابید؛ اگر مشغول دیدن تلویزیون باشید معمولاً در طول سال نو تلویزیون تماشا می‌کنید و قس علی هذا...!
من البته خیلی به این موضوع اعتقادی ندارم هرچند یادمه چند سال پیش موقع تحویل سال، توی توالت مشغول قضای حاجت بودم (گلاب به روی شما) و اتفاقاً اون سال یکی از شاهکارترین دکترهای پوست یه قرصی برام تجویز کرد که به محض نوشیدن دو قطره آب، باید سریعاً خودم رو به نزدیکترین پایگاه دبلیو سی معرفی می‌کردم و واسه یه لیوان آب، شش لیتر "قضای حاجت" تحویل می‌دادم!! اینه که یحتمل این اعتقاد خیلی هم بی ریشه و اساس نیست لابد!

البته خب از اونجایی که چند وقتیه ما کلاً همه چیز رو تحریم کردیم و این تحریمیه، دامن نوروز رو هم گرفته، این شد که موقع سال تحویل مشغول تناول غذا در سلف سرویس دانشگاه بودیم و اتفاقاً در نوع خودش بسیار لحظهء دلگشایی هم به حساب میومد چون بر خلاف معمول غذای امروز واقعاً خوشمزه بود! اینه که احتمالاً امسال با وجود رکود و بحران اقتصادی که حدود چند ماهه قراره دامن همه رو بگیره ولی ناز می‌کنه و نمی‌گیره، بنده سُر و مُر و گنده مشغول بلعیدن خواهم بود! رو همین حساب، دوستان و دشمنان محترم و نسبتاً نامحترم امید نداشته باشند که خدای نکرده گِرَمی از چربی های اضافهء موجود در بدن بنده کم بشه! این محض ثبت در تاریخ بود!!

پ.ن: می‌بینید وقتی ما یه چیزی رو تحریم کنیم چه اتفاقاتی میافته؟ یعنی طوری شده که باراک اوباما پیام تبریک نوروز می‌ده تا شاید من دست از این تحریم بردارم! واقعاً جذبه کُشته به مولا!

پ.ن۲: اگر شما هم موقع تحویل سال نو کار خاص و جالبی انجام می‌دادید بنویسید تا بخندیم! یادتون باشه که گفتم کار خاص و جالب؛ نه اینکه مثلاً در کنار جمع گرم خانواده سر سفرهء هفت سین نشسته بودم و حافظ یا قرآن دستم بود و مشغول دعای یا مقلب القلوب بودم یا - درصورت ابتلا به ناسیونالیسم مزمن - مشغول دعای فروهرهای رفتگان و لعن و نفرین فروهر های ماندگان بودم یا داشتم به حافظ تفالی می‌زدم و  سه نقطه!!