همخوانی داشتن يعنی چی؟

يعنی اينکه اسم وبلاگ شما «تاريخ ايران» باشد ولی در آن به مسائل زناشويی و همچنين آموزش ويندوز و انواع و اقسام هک بپردازيد!

يعنی اينکه اسم وبلاگتان «س.ک.س و حال» باشد و در آن از انتخابات و طرفداری از حقوق زنان بنويسيد!

يعنی اينکه دانشجوی موزيکولوژی باشيد و مجبور باشيد امتحان زيست شناسی بدهيد!

و خيلی چيزای ديگه که هيچ ربطی به هم ندارن......!!!
---------------------
آقا اين وبلاگ نويسی هم که واقعاً داره به گند کشيده ميشه....يه زمانی صفحهء اول پرشين بلاگ يا بلاگ اسکای رو باز ميکردی و از رو اسمايی که ميومدن رو صفحه ميرفتی تو دو سه تا وبلاگ و بيرون اومدنت با خدا بود....ولی حالا تو هر وبلاگی ميری همش چيزای مزخرف غير قابل خوندن(يکيش همين وبلاگی که الان دارين ميخونين!!!!!).....بابا يه کمی بياين ببينيم اصلاً واسه چی داريم وقت و ذهن و چشممون رو ميذاريم که مثلاً خير سرمون وبلاگ نويسی کنيم؟
الان نيم ساعته که جلو پرشين بلاگ نشستم و هر دو دقيقه که کل صفحه عوض ميشه آپديت ميکنم و به وبلاگای مختلف سر ميزنم و.....!يا شدن وبلاگای سکسی....يا پر از اشعار ديگران که هيچ ربطی هم به هم ندارن يا توضيح روابط تينيجری نوجوانان آينده سازان ميهن اسلامی يا شده تريبون اپوزيسيون دولتی(تازه اگه وجود داشته باشه!)برای مثلاً مبارزه يا شده محل بحثای روانشناسانه......پيدا کردن يه وبلاگ درست و حسابی که ارزش خوندن داشته باشه خيلی سخت شده...ميشه گفت يه رقمايی غير ممکن شده......بعضيا هم که ميان تو وبلاگت وبدون اينکه بخونن ببينن دردت چيه فقط وبلاگ خودشونو تبليغ ميکنن.....ميدونم که بارها اين مسالهء آخر رو عنوان کردم.....ولی خب واقعاً خجالت آوره.....مجبور نيستی که بنويسی که......ها؟خب ننويس....بشين بخون....چيزی رو که ارزش داره رو بشين بخون....من چند ماه قبل از از اينکه اين وبلاگ خراب شده رو راه اندازی کنم و چند ماه بعدش هم فقط و فقط ميخوندم تا ياد بگيرم....و اگه الان دارم اينا رو ميگم واقعاً نه به خاطر اينه که حالا کارم خيلی درست باشه(همه مون هم ميدونيم که وبلاگم خيلی معموليه و قابل مقايسه با خيلی از وبلاگای معروفی که ميشناسيم هم نيست!) ولی دوست دارم اين نظراتم رو يه جوری بنويسم....شما بهم بگين درست ميگم يا نه...نکنه واقعاً اين منم که دارم اشتباه ميکنم؟نميدونم والا!
گذشته از اينا به اسم و محتوای غالب وبلاگا يه نظری بندازيم بد نيست:

اسامی که غالباً بايد آميخته با درد يا تنهايی يا غصه يا رنج باشن...مثلاً «قاصدک خسته» يا «دنيا جای زيبايی برای ماندن نيست» يا «کلبهء تنهايي» يا «غم های عاشق» يا «اشک های يک منتظر» يا «درد های من» و.....!
موضوع و محتوای اين قبيل وبلاگ ها هم چيزی نيست جز غصه و شکايت و درد و غم و اشک و آه و بی وفايی دنيا يا خيانت رفيق و رفتن يار و از اين حرفا.....ببينم چيزی به اسم «فيلمفارسي» الان برای شما هم تداعی شد؟نکنه ما فقط ادعای جلو رفتن داريم؟وگرنه حرفامون همون حرفای پيش از انقلاب پر برکت اسلاميه......همين حرفا رو امثال ايرج قادری هم تو فيلماشون ميگفتن ديگه.....(چه گيری به اين ايرج قادری دادم من.....بدبختو هر روز دارم دراز ميکنم!)
بعضيا هم که فکر ميکنن اگه اسمشونو بيارن تو عنوان وبلاگشون ديگه ..... آسمونو پاره کردن(به قول کيوان خدا پدر اون کسی رو که اين سه نقطه رو برای اولين بار استفاده کرد بيامرزه!)....به طور مثال «به وبلاگ امير محمدی خوش آمديد» يا «وبلاگ حسين» يا «شراره و وبلاگش» يا «خاطرات اقدس خانوم»!!!!بعضيا هم که شدن ابراهيم نبوی و عنوان وبلاگشونو ميذارن «لينکهای منصور آنلاين» يا «اشرف آنلاين» يا «بهترين عکسای س.ک.س.ی در علی آنلاين» يا «خبرهای نصرت آنلاين»....بابا انقدر آنلاين تو دنيا وجود داره و ما نميدونستيم؟!! اينايی که هميشه آنلاين تشريف دارن کی ميخورن؟کی ميخوابن؟کی حموم ميرن؟کی به بعضی کارای ديگه شون ميرسن؟!!!حالا از عناوين پنگليش مثل "
mantorodoostdaram"(من تو رو دوست دارم) يا "maskharebazihaye man" (مسخره بازيهای من) بگذريم.....!
البته واقعاً از حق نبايد گذشت که خيلی وبلاگای قشنگ و جالب هم وجود دارن...چه اونايی که از روزمرگيهاشون مينويسن و چه اونايی که بحث های تخصصی خاصی رو تو زمينه های مختلف پيگيری ميکنن...ولی چند درصذ از -مثلاً- وبلاگنويسهای ما جزو اون دسته هستن؟
---------------------------
نميدونم اين انتخابات چه موج عظيمی رو برانگيخته که نشريات اينترنتی هم چاپ نشدند.....نه هفت سنگ و نه شاتوت منتشر شدن و نه کاپوچينو به موقع چاپ شد......دليلش چيه والله ما نميدونيم! ولی بالاخرا نوشتهء آخر کيوان تو شمارهء جديد کاپوچينو رو به همه تون پيشنهاد ميکنم که ميتونين اينجا بخونيدش!