Lost خدا را هم از راه به در کرد!
اون از هوای برفی چند وقت پیش تو تهران، اونم از گرمای وحشتناکِ دم عید اینجا(طوری که با لباس آستین کوتاه میرفتیم بیرون) و اینم از هوای مزخرف بارونی که وقتی امروز تا سر کوچه رفتم نون بگیرم و برگردم انگار دوش گرفته باشم!
فکر کنم این اتفاقات اخیر تو فصل پنجم لاست یه کمی هم جناب خدا رو درگیر خودش کرده. یعنی فکر میکنم اصولاً خدا از بُعد زمان یه کمی انگار خارج شده!! یحتمل تو ایران یه هشت نه ماهی رو رفته تو آینده و اینجا هم فکر کنم چهار پنج ماه برگشته به گذشته! آخه این چه وضعشه؟ انگار نه انگار اردیبهشته! یکی ندونه فکر میکنه آذرماه شده و از صبح که بیدار میشی تا وقتی که میخوای بخوابی همهاش هوا تاریک و گرفته است. الکی نیست امروز رسماً تا ظهر تو رختخواب بودم و با اینکه هزار تا کار رو سرم ریخته بود حس و حال بلند شدن از تو رختخواب رو نداشتم.
فکر کنم این اتفاقات اخیر تو فصل پنجم لاست یه کمی هم جناب خدا رو درگیر خودش کرده. یعنی فکر میکنم اصولاً خدا از بُعد زمان یه کمی انگار خارج شده!! یحتمل تو ایران یه هشت نه ماهی رو رفته تو آینده و اینجا هم فکر کنم چهار پنج ماه برگشته به گذشته! آخه این چه وضعشه؟ انگار نه انگار اردیبهشته! یکی ندونه فکر میکنه آذرماه شده و از صبح که بیدار میشی تا وقتی که میخوای بخوابی همهاش هوا تاریک و گرفته است. الکی نیست امروز رسماً تا ظهر تو رختخواب بودم و با اینکه هزار تا کار رو سرم ریخته بود حس و حال بلند شدن از تو رختخواب رو نداشتم.
امیدوارم این Flash آخریه، خدا رو به زمان حال برگردونه... وگرنه با این وضع که داریم پیش میریم بعید نیست تا یکی دو ماه دیگه اینجا شروع کنه به برف باریدن! جناب جی جی آبرامز، فعالان محیط زیست رو میفرستیم سراغت ها... زودتر اون flash آخریه رو بزن که برگردیم به وضعیت نرمال بابام جان!
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۲/۰۸ ساعت 20:51 توسط امیر
|