وبلاگنویسی و قضاوت
مدتهاست دارم به این فکر میکنم که مثلاً کسی که خوانندهء نوشته های این صفحه است و برداشت خاص خودش رو از نویسنده و زندگی شخصیاش داره تا چه حد میتونه در برابر قضاوت های شحصی نویسندهء این وبلاگ شرطی بشه؟
مثلاً اگر من دربارهء اتفاقی حرف بزنم که خواننده های اینجا هیچ آشنایییی باهاش ندارند، یا مثلاً دربارهء فردی که هیچکس شاید نشناسدش، تاثیری که روی خوانندهء این یادداشت گذاشته میشه چقدر با واقعیت و انصاف تطبیق داره؟
به فرض من با کسی که شما نمیشناسیدش حرفم میشه، و میام اینجا و یه چیزایی از این بحث و درگیری مینویسم که فقط روی واقعیتیه که "من" دوست دارم به شما نشون بدم، این وسط کسانی که اینجا رو میخونند به احتمال زیاد با توجه به شناخت نصفه و نیمهای که از نویسندهء مطلب دارند حق رو به من خواهند داد؛ مگر اینکه با بیمنطقی آشکاری نوشته شده باشه!
این مساله به نظر من یکی از نقطه ضعف های وبلاگنویسیه؛ البته از بعد جامعهشناختی اگر بخوایم بهش نگاه کنیم خیلی باید زمان بدیم و اتفاقاتی که میافتند و اظهار نظرهای مختلف و نوشته های گوناگون رو برسی کنیم تا بتونیم به یه جمع بندی منطقی برسیم، اما به نظر من این یک طرفه به قاضی رفتن تا حد زیادی میتونه وبلاگنویسی رو بندازه توی مسیری که با خودش بی اعتنایی و یا شاید بی اهمیتی رو به همراه داشته باشه.
البته مثال این وبلاگ، مثالی کاملاً خنده داره چون خواننده های اینجا در درجهء اول بسیار محدود هستند و درصد قابل توجهیشون هم من رو از نزدیک میشناسند و باهام درارتباط هستند. مثال رو خیلی کلی نوشتم.
پ.ن: مدتها بود میخواستم دربارهء پدیده وبلاگ و وبلاگنویسی و مسائل پیرامونش شروع کنم به نوشتن؛ نوشتن از ایده های مختلف و چیزهایی که میتونند جالب باشند؛ جرقهاش ماهها پیش خورد اما خیلی کم بهش پرداختم و از این به بعد شاید بیشتر در این زمینه بنویسم. کسی چه میدونه؟ شاید توی یه آیندهء نه چندان دور به درد کسی خورد.