در راستای درازای اینکه به هر حال الان در شرایط بسیار مهم و ویژه‌ای به سر می‌بریم و هر آن امکان داره یک آدم دیگه بشه رییس جمهور کشورمون، و از اونجایی که ما هر چهارسال یه بار تازه یادمون میافته که می‌تونیم تو سرنوشت کشور سهیم باشیم، ذکر این نکته کاملاً ضروری و مهم به نظر می‌رسه که حواسمون باشه که در صورتی که خدای نکرده آدم جدیدی رییس جمهور کشور نشد، دنیا به آخر نمی‌رسه و در صورتی که سبزپوشان این انتخابات رو ببرند، مملکت یه روزه تبدیل نمی‌شه به سوییس یا سوئد یا هر کشوری که تو ذهنتون به عنوان یه جای باحال و مامانی به نظر می‌آد (مهم نیست اصولاً این کشورها رو دیده باشید یا نه البته!).

در واقع اینجا بحث سر اینه که دوباره قضیهء دوم خرداد نشه که از روز بعدش مردم فکر می‌کردند یه شبه ره صدساله رو رفته‌اند. البته من حس می‌کنم این بلوغ بین مردم ایجاد شده که این مطلب کاملاً قابل درک باشه و نیازی به یادآوری افرادی مثل من نباشه؛ اما شاید محض ثبت در تاریخ و برای دل خودم اینها رو نوشتم که وقتی دو سه سال دیگه که روزمرّگی‌ها باعث شدند هیجانات این روزها از بین بره، یادم باشه که قرار نبود هیچ حماسه‌ای به پا بشه و اصولاً تمام این داستان ها فقط برای این بود که مسیر حرکت عوض بشه، نه اینکه رسیدن به مقصدی در کار باشه.

چند روز پیش با هومن حرف می‌زدم و بحث کشید به اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد و خب، ما ایرانی ها هم که کلاً یه پا پیشگو و غیبگو هستیم و اگر چیزی رو پیش‌بینی نکنیم یحتمل دق می‌کنیم! این بود که وقتی صحبت از این شد که "چه اتفاقی می‌افته؟" هومن گفت که به نظرش کار به دور دوم می‌کشه و به احتمال زیاد رییس جمهور فعلی همراه با کروبی می‌رن به دور دوم. من هم خب فقط و فقط برای اینکه از قافله عقب نمونم موضع نوسترآداموسی خودم رو به گوش برادر عزیزتر از جانمان رساندم و با قاطعیت گفتم این انتخابات همون جمعه کارش تموم می‌شه وشک نکن این وسط یا احمدی نژاد با بیشتر از پنجاه درصد آرا برنده است یا موسوی.
البته خارج از شوخی، قضیه سر جوگیر شدن هم هست؛ بحث سر اینه که ما تو وبلاگستان و فیسبوک و سایت های دلخواه خودمون اون چیزهایی رو می‌خونیم و می‌نویسیم و لینک می‌دیم که دوست داریم خونده بشن، و یه جورایی حس می‌کنیم همین که این دویست سیصد نفری که دور و برمون هستند هم مثل ما فکر می‌کنند، پس قطعاً همهء مردم ایران مثل ما فکر می‌کنند در حالی که رای خیلی از اون آدمایی که شاید روزی دو خط روزنامه هم نخونند و چشمشون فقط به خبرهای صدا و سیما باشه به نفع کس دیگه‌ای باشه.
اینه که دوست ندارم جوگیر باشم؛ و اگر شنبه صبح که از خواب بیدار می‌شم این خبر رو بخونم که احمدی نژاد دوباره برای چهار سال رییس جمهوری ایران شد، دوست ندارم سکته کنم... اینه که از الان بهتره که تمام نتایج ممکن رو پیش بینی کنیم و خودمون رو برای هر خبری آماده کنیم چون همه‌مون خوب می‌دونیم که ایران همیشه کشوری بوده با قابلیتهای عجیب و غریبش در زمینهء انجام کارهای غیرقابل پیش‌بینی (هشت آذر رو که یادتون هست؟)

شاید باورکردنی نباشه، ولی این انتخابات هر نتیجه‌ای داشته باشه، خوشحال کننده ترین مسالهء ممکن برای من اینه که می‌شنوم این روزها تو خیابون ها طرفدارهای کاندیداهای مختلف بدون اینکه به کار هم کاری داشته باشند به تبلیغ برای کاندید مورد نظر خودشون مشغولند و اینکه می‌شنوم نیروی انتظامی برخورد خوبی با مردم داره؛* یعنی این برای من از هر خبری تو این روزها خوشحال کننده تره،... شاید حتا از اعلام خبر پیروزی موسوی (که شخصاً بهش رای خواهم داد)، برام شنیدن این اتفاقاته که امیدوار کننده است چون اگر این رویه ادامه پیدا کنه و بتونیم نظر و عقیدهء دیگران رو (تا جایی که به توهین و تمسخر کشیده نشه) گوش کنیم و تحمل کنیم اولین قدم ها رو برای پیشرفت فرهنگی برداشته ایم وگرنه، نه آمدن یک فرد (هر که می‌خواهد باشد) چیزی را عوض خواهد کرد، نه جایگزین شدنِ نظام سیاسی حاضر با هر نظام سیاسی ِ دیگه‌ای.

* البته از موارد و استثناهایی مثل این بگذریم.