کابوس داشتی؟
میدونی؟
کابوس رو می گم! بدترین قسمتش خود کابوس دیدنه نیست! هرچقدر هم آدم موقع دیدن اون همه تصویرهای عذاب آور به خودش بپیچه و دلش بخواد از اون خواب لعنتی بیدار بشه، باز هم بدترین قسمت اون نیست؛
میدونی؟
بدترین قسمت کابوس دیدن، اون لحظه است که از خواب بیدار میشی و میفهمی همهء اون اتفاقهای آزاردهنده بیشتر از یه خواب نبوده ولی هنوز انگار نمیتونی باور کنی و روی تخت میشینی و دور و بر تخت رو نگاه میکنی و با ناباوری فکر میکنی هنوز اثری از اون اتفاقهایی که تو خوابت دیدیشون، کنار تختت وجود داره و انگار همهء اون اتفاقات و موجودات قایم شدند و منتظرند تا تو دوباره سرت رو بذاری رو بالش تا بیان سراغت.
میدونی؟
تمام این اتفاق، شاید پنج ثانیه هم طول نکشه، اما به اندازهء یک عمر میگذره و سخت ترین لحظههای کابوس دیدنه، همون چند ثانیهء اولی که از خواب میپری؛
میدونی؟
کابوس رو می گم! بدترین قسمتش خود کابوس دیدنه نیست! هرچقدر هم آدم موقع دیدن اون همه تصویرهای عذاب آور به خودش بپیچه و دلش بخواد از اون خواب لعنتی بیدار بشه، باز هم بدترین قسمت اون نیست؛
میدونی؟
بدترین قسمت کابوس دیدن، اون لحظه است که از خواب بیدار میشی و میفهمی همهء اون اتفاقهای آزاردهنده بیشتر از یه خواب نبوده ولی هنوز انگار نمیتونی باور کنی و روی تخت میشینی و دور و بر تخت رو نگاه میکنی و با ناباوری فکر میکنی هنوز اثری از اون اتفاقهایی که تو خوابت دیدیشون، کنار تختت وجود داره و انگار همهء اون اتفاقات و موجودات قایم شدند و منتظرند تا تو دوباره سرت رو بذاری رو بالش تا بیان سراغت.
میدونی؟
تمام این اتفاق، شاید پنج ثانیه هم طول نکشه، اما به اندازهء یک عمر میگذره و سخت ترین لحظههای کابوس دیدنه، همون چند ثانیهء اولی که از خواب میپری؛
میدونی؟
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۵/۱۸ ساعت 13:56 توسط امیر
|