سالگرد...
گرما،...
قطعی برق،...
قطعی آب،...
عصبانیت،...
کفر،...
فحش به در و دیوار،...
قرار،...
ساعت سه بعد از ظهر،...
گرما،...
کافه شارونا،...
تئاتر تجربی،...
آرتمیس،...
عابد،...
امیر بابابزرگ،...
شوخی،...
خنده،...
قهوه،...
بحث فلسفی،...
عکس،...
یادگارنویسی پشت عکس،...
گشنگی،...
پیتزا ۲۲۲،...
شام سه نفره،...
پیاده روی تا میدان هروی،...
شب،...
آژانس،...
طی کردن عرض خیابان،...
دستم را گرفتی،...
سوار ماشین،...
دست هم را گرفتیم،...
خیابانهای خلوت لعنتی،...
خداحافظی،...
برگشت،...
اس ام اس،
اس ام اس،
اس ام اس،
اس ام اس،
....

چه زود یک سال گذشت...
چه همه چیز خوب بود، عالی بود، عاشقانه بود...
یادش ... ...... به خیر ...
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۵/۲۳ ساعت 0:35 توسط امیر
|