روزه...
پارسال کسی به خاطر من بعد از مدتها چادر سرش کرد و رفت امامزادهء سر تجریش؛ رفت برای من دعا کنه تا از اون مخمصهء داغون کنندهای که اون روزها باهاش درگیر بودم نجات پیدا کنم. یکی از روزهای همین ماه رمضونی بود که امسال تازه امروز اولین روزشه.
امسال من براش روزه میگیرم و سر سفرهء افطار که همیشه برام یکی از خالصترین و نابترین لحظهها بوده دعا میکنم.... براش دعا میکنم تا آرامشش رو به دست بیاره، تا از شر این روزهای بیمرام و پر از تلخی خلاص بشه.
دعای دم سفرهء افطار من، تا حالا بی جواب نمونده... باور کن!
امسال من براش روزه میگیرم و سر سفرهء افطار که همیشه برام یکی از خالصترین و نابترین لحظهها بوده دعا میکنم.... براش دعا میکنم تا آرامشش رو به دست بیاره، تا از شر این روزهای بیمرام و پر از تلخی خلاص بشه.
دعای دم سفرهء افطار من، تا حالا بی جواب نمونده... باور کن!
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۵/۳۱ ساعت 15:40 توسط امیر
|