lost in translation
جانکوزیمو همونطور که پارتیتورم رو نگاه میکرد ازم پرسید:این شعری که اینجا استفاده کردی ترجمهش چی میشه؟
اون موقع باید قیافهء من رو تصور میکردین که باید از خُم می در جوش بودن و مُهر بر لب زدن و خون خوردن براش حرف میزدم؛ عین خنگ ها!
آخه من چطور میتونم این بیت رو ترجمه کنم:
من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم
اون موقع باید قیافهء من رو تصور میکردین که باید از خُم می در جوش بودن و مُهر بر لب زدن و خون خوردن براش حرف میزدم؛ عین خنگ ها!
آخه من چطور میتونم این بیت رو ترجمه کنم:
من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده، خون میخورم و خاموشم
------
پ.ن: این نوشته به هیچ وجه تقاضای کمک برای ترجمه نیست! آخرش رفت کتاب حافظ به ترجمهء ایتالیایی رو خرید!
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۶/۰۸ ساعت 21:25 توسط امیر
|