اولین باران پاییزی بالاخره امروز خودش را نشان داد؛ گیرم که هنوز قواعد و مقررات تقویمی می‌گویند یک هفته‌ای تا خودِ خودِ پاییز مانده. اما برای من پاییز دقیقاً از امروز ساعت هفت و چهل و سه دقیقه شروع شد، وقتی که تازه از خواب بیدار شده بودم و در رختخواب داشتم به این فکر می‌کردم که امروز قرار است در کجای موج سینوسی همیشگی‌ زندگی‌ام قرار بگیرم... دقیقاً همان موقعی که داشتم چراغ را روشن می‌کردم صدای اولین قطره‌ها را روی شیروانی خانه شنیدم و بعد.... شروع شد.