یه جورایی معتقدم که فیلمی که بر اساس زندگی واقعی یک آدم مشهور ساخته می‌شه تا حد زیادی باید دروغ از آب در بیاد تا بتونه مقبولیت پیدا کنه چون اثر هنری نمی‌تونه حقیقت های خشک و خشن زندگی واقعی رو بدون رنگ و لعاب به تصویر بکشه.
اولین نمونه‌ای که همیشه برای اثبات این مطلب به ذهنم میاد، فیلم آمادئوس هست که بر اساس نمایشنامه‌ای از پیتر شفر و در رابطه با سالهای آخر زندگی موتسارت ساخته شده و می‌شه گفت از لحاظ تاریخی ارزش چندانی نداره، چون پر از دروغ و اشتباههای عجیب و غریبه؛ ولی در عن حال فیلم بسیار زیبا و دلنشینیه و واقعاً تاثیرگذاره.
نمونهء دیگه فیلم گلادیاتوره که اون هم پر از اشتباههای تاریخیه و بیشتر می‌شه گفت یه طوری سازنده‌اش تصمیم گرفته داستان اولیه رو بگیره و تا همون بیست سی دقیقهء اول به تاریخ یه جورایی مقید باشه ولی بقیه‌اش رو طوری بسازه که خودش دوست داشته. این تحریف‌ها به نظرم یک ذره هم از ارزش هنری این فیلم‌ها کم نمی‌کنه و شاید انگار حتا تمام جذابیتش هم توی همین تحریف ها باشه.

می‌خوام بگم وقتی پای یه کار هنری بر اساس زندگی یک شخصیت تاریخی میاد وسط خیلی باید حواسمون باشه که اون رو تمام و کمال باور نکنیم و سعی کنیم اون فیلم یا داستان یا نمایش رو در حد یک کار صرف هنری بپذیریم چون حقیقت اساساً خشن تر از اون چیزیه که بشه به هنر درش آورد.