در لحظه بودن!
این چند روزه که بلاگفا، طبق عادت همیشگی داغون شده بود و نه میشد مطلب نوشت نه میشد کامنت گذاشت، بر حسب اتفاق کلی مطلب برای نوشتن و ایدههای مختلف داشتم که خب، طبیعتاً نوشته نشدند. من هم خیلی عادت ندارم به اینکه مطلب رو جای دیگهای بنویسم و بعد پابلیشش کنم. یعنی گذشته از یه سری پستهای سری شده مثل «در راه...» ها و «خواجو...» ها، نود درصد از بقیهء مطالبم رو همون لحظه مینویسم و بعضی از اونایی که به نظر خودم جای کار داشته باشند، ثبت موقت میکنم و این عادت رو ندارم که جای دیگهای بنویسم و بعد سر فرصت پابلیش کنم؛
یعنی در واقع رویهء این وبلاگ همونطور که از اسمش هم معلومه، همین بوده و هست. یعنی کاملاً در لحظه نوشته میشه و در لحظه هم پابلیش میشه و همون لحظه هم تموم میشه. اینه که حالا یا باید سعی کنم چیزهای نوشته نشده رو توی ذهنم، دور خودم جمع کنم، یا باید بیخیالشون بشم و بذارم که پی کارشون رفته باشند تا بعدها.
یعنی در واقع رویهء این وبلاگ همونطور که از اسمش هم معلومه، همین بوده و هست. یعنی کاملاً در لحظه نوشته میشه و در لحظه هم پابلیش میشه و همون لحظه هم تموم میشه. اینه که حالا یا باید سعی کنم چیزهای نوشته نشده رو توی ذهنم، دور خودم جمع کنم، یا باید بیخیالشون بشم و بذارم که پی کارشون رفته باشند تا بعدها.
ولی این یکی دو روز که کلاً یه کم از اینترنت دور بودم، تازه فهمیدم به اندازهای که به این وبلاگ و «نوشتن» به طور کل، وابسته هستم به بقیهء چیزهای مربوط به اینترنت (مثل گودر و فیسبوک و ...) وابستگی ِ چندانی ندارم و نمیدونم این چقدر خوب یا چقدر بده.
به هر حال خدا رو شکر که جناب بلاگفا درست شد و ما اجازه داریم زیر سایهشون همچنان درافشانی کنیم وگرنه دق میکردیم لابد!
شب با خواجوی جدید و در راه جدید در خدمت خواهم بود.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۶/۲۹ ساعت 12:55 توسط امیر
|