vino veritas*
میدانی؟
تمام این پیچ و خم ها، تمام این مُردنها و زندهشدن ها، تمام این بغضها و اشکها، تمام این سرگشتگیها و سردرگُمیها، تمام این گفتنها و نگفتنها، تمام این بازیها، تمام این بودنها و نبودنها، تمام این خواستنها و نخواستنها، تمام این دردها و حرفها،...
تمامی اینها، وقتی سرت گرم دو جام شراب سرخ باشد از بین میرود؛
تنها آن موقع است که واقعاً میتوان حرف زد،... حرف دل را زد، حرف دل را فهمید....
تمام این پیچ و خم ها، تمام این مُردنها و زندهشدن ها، تمام این بغضها و اشکها، تمام این سرگشتگیها و سردرگُمیها، تمام این گفتنها و نگفتنها، تمام این بازیها، تمام این بودنها و نبودنها، تمام این خواستنها و نخواستنها، تمام این دردها و حرفها،...
تمامی اینها، وقتی سرت گرم دو جام شراب سرخ باشد از بین میرود؛
تنها آن موقع است که واقعاً میتوان حرف زد،... حرف دل را زد، حرف دل را فهمید....
تنها آن موقع است که کلام، معنای واقعی ِ خود را پیدا میکند؛
تنها آن موقع است که یگانگی، مفهوم مییابد....
شاید خیلی زود، شاید خیلی دیر...
انتخاب با کی است؟
* اصطلاحی لاتین، تحتاللفظیاش میشود شراب و حقیقت.... چیزی تو مایههای "مستی و راستی"ِ خودمان!
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۷/۰۶ ساعت 23:45 توسط امیر
|