پدر
امروز تلفنی با پدرم حرف زدم؛ داشتم براش از مشکلات این روزهام میگفتم و طبق معمول غر میزدم که گیر کردم بین اثاث کشی و مریضی و دانشگاه و ترم جدید و کلاسهای فوق که واقعاً سختتر و سنگینتر هستند و مسائل مالی و کاری و اینا؛ همهء غر هام رو آروم آروم شنید و وسط حرفم نیومد. وقتی تمام حرفهام رو زدم برگشت فقط یه جمله بهم گفت که هنوز که هنوزه تو جذبهء این جمله موندهام.
بهم گفت: « یه چیزی رو فراموش نکن پسرم! مشکلاتِ زندگی، بزرگترین سرمایهء آدم هستند».
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۷/۲۶ ساعت 20:1 توسط امیر
|