[...]

نگران نیستم... راستش نمی‌دونم چرا دیگه نگران هیچکس نیستم و این حالم رو خیلی بد می‌کنه... حس می‌کنم به طرز عجیب و غیر قابل باوری جدا افتادم... دور شدم و این دوری فقط فیزیکی نیست.... این جدا افتادن همه‌ش مربوط به فاصله‌ها و نبودن‌ها و ندیدن‌ها و لمس نکردن‌ها نیست.... خیلی حال عجیب و بدیه... انگار دلشورهء همیشگی‌یی داشته باشی و توی روحت این دلشوره رسوب کرده باشه... رسوب دلشوره... هه... چه اسم خنده‌دار و مضحکی

[...]