یکی از معدود بدی های ایتالیا این است که وقتی مجرد باشی کلاً طور دیگری نگاهت می کنند؛ حالا این تجرد می خواهد از این نظر باشد که نامزد یا دوست دختر(پسر) نداری می خواهد از این نظر باشد که تنها بیرون رفتن را عیب ندانی. کلاً هر جایی که می روی باید یک کسی همراهت باشد: دوستی، رفیقی، آشنایی...!

یعنی اگر من آخر شب هوس کنم تنهایی بروم در یک بار و سرم به کار خودم باشد و آبجو یا ویسکی ام را مزه مزه کنم و سیگاری بکشم باید پیه این را به تنم بمالم که بارمن و مشتری های بار و خلاصه تمام جنبنده هایی که در آن مکاه هستند، با دو چشمش نخورندت که: کجای کارت مشکل دارد که تنهایی؟
این فرهنگ که «اگر دوست دارم تنها با خودم باشم دلیل بر این نیست که دوست و آشنایی ندارم» هنوز در این مملکت جا نیافتاده؛ نمونه اش همین دیشب که هوس کرده بودم بروم و برای خودم آبجویی بخورم و کمی ذهنم را خلوت کنم از اتفاقات روزمرّه و آخرش هم سنگینی نگاه آدمها را نتوانستم تحمل کنم...

لوییزا، یکی از دوستان ایتالیایی ام که در برلین زندگی می کند، همین چند هفته پیش که آمده بود ایتالیا دقیقاً همین مشکل را داشت و می گفت: من در برلین عادت کرده ام که صبحانه ام را تنهایی در فلان بار بخورم و کسی به کارم کاری نداشته باشد اما اینجا داستان فرق می کند!

نمی دانم مشکل از کجاست ولی چه خوشمان بیاید چه نه، اینجا این ذهنیت وجود دارد که «اگر تنها هستی، یک جای کارت می لنگد» و این برای منی که تنهایی ام را دوست دارم گاهی اوقات واقعاً عذاب آور است.